تعریفی نو از منافع ملی در سینمای ملی

درخواست حذف این مطلب
علی کرمی«بسیاری از ما نسل جوان در ایران دارای امید مرده هستیم. بسیار منتظریم، شاید برای یک معجزه که چیزی اتفاق می افتد - ممکن است اتفاق بیفتد، اما ممکن است اتفاقی هرگز نیفتد. این چیزها و این نوع زندگی حداقل در شهرستان های بزرگ مانند تهران بسیار حالت طبیعی پیدا کرده است. هرچند اینها زیاد نشان داده نشده، اما این یک مورد غیرمعمول نیست که آنها پسری را که نمی شناسند در ماشین با خود به همراه می برند و با او مکالمه دارند. آنها از مواد مخدر و نوشیدنی استفاده می کنند. در ایران، بسیاری از این موارد زیرزمینی وجود دارد، همین دلیل است که شما ممکن است در مورد آنها چیزی نشنیده باشید یا از آن آگاه نباشید. زندگی خصوصی ما در خانه بسیار مشابه با شما می باشد، فقط در خیابان هاست که همه چیز اندکی متفاوت است.»اینها بخشی از صحبت های علی احمدزاده، کارگردان فیلم «مهمونی کامی» است که در آذر ۱۳۹۳ در سایت ای فور فیلم در حاشیه جشنواره فیلم شب سیاه تالین منتشر شده است. «مهمونی کامی» عنوان فیلمی است که در سال ۱۳۹۳ با پروانه ساختی با نام «چالوس» ساخته شد، اما با تغییر نامش به «مهمونی کامی» در رسانه ها خبرساز شد. خبرساز شدن این فیلم به خاطر تغییر نامش نبود، بلکه به این خاطر بود که دبیر جشنواره آن سال یعنی آقای رضاداد به خاطر سطح پایین فیلم و همچنین موارد منشوری بسیاری که فیلم داشت، اجازه نداد فیلم حتی به بخش هیئت داوران برسد و خود فیلم را کنار گذاشت. این در حالی بود که فیلم قبل از آن بدون مجوز از سوی سازمان سینمایی به جشنواره خارجی هم رفته بود. اما این پایان کار علی احمدزاده نبود، او در فیلم دومش به سراغ همان سوژه فیلم اولش (یعنی چند دختر و شبگردی هایشان) رفت. فیلمی با عنوان «مادر قلب اتمی». نام این فیلم برگرفته از یک آلبوم موسیقی است که در سال ۱۹۷۰ توسط پینک فلوید منتشر شده بود. «مادر قلب اتمی» روایتگر دو دختر با نام های نوبهار و آرینه است که از یک پارتی شبانه مست کنان خارج می شوند و اتفاقاتی توهمی و واقعی برای شان می افتد. اگر بخواهیم در خصوص فرم این فیلم صحبت کنیم، حتماً باید به فیلمنامه ضعیف و مشوش این فیلم اشاره کنیم؛ فیلمنامه ای که از صدر تا ذیل آن پر شده از اتفاقات بی ربط و خسته کننده که توسط فیلمنامه نویس کنار هم قرار گرفته است. فیلم مانند بسیاری از فیلم های ضعیف که نمی دانند داستان را از کجا آغاز کنند از یک تصادف شروع می شود؛ تصادفی که موجب می شود طوفان (محمدرضا گلزار) وارد داستان شود؛ طوفانی که زاییده توهمات این دو دختر است و تا انتهای فیلم با آنها پیش می آید. از نکات منفی دیگر این فیلم می توان به یک کلیدواژه اساسی در این فیلم اشاره کرد؛ کلیدواژه ای که به کرات در فیلم بدان اشاره شد. آن کلیدواژه دستشویی است. اگر بخواهیم از ابتدای فیلم این روند را بررسی کنیم، باید بگوییم که فیلم و معرفی عوامل فیلم از دستشویی فرنگی ساختمانی که در آن پارتی برگزار شده و قاب کلوزآپ از دختری که بر آن نشسته آغاز می شود. بعد از آن طی یک دیالوگ تاریخچه دستشویی فرنگی توسط کامی به نوبهار داده می شود. از این سکانس تا انتهای فیلم حداقل 10 بار کلمه دستشویی توسط بازیگران به زبان آورده می شود. حال مسئله اینجاست، من از دوستان سازنده ای که ادعای علم به سینما دارند، سؤالی دارم و آن اینکه نام دو فیلم موفق هالیودی را بیاورند که در آنها یک بار از دستشویی – چه کلامی و چه تصویری- استفاده شده باشد. نمی دانیم چرا برخی از کارگردانان ما ارادت بسیاری به نمایش دستشویی و استفاده از لفظ آن دارند. نکته جالب تر این است که در اولین پوستری که از این فیلم رونمایی شد، دقیقاً یک توالت فرنگی و یک کفش پاشنه بلند قرمز خودنمایی می کردند؛ پوستری که در کمال تعجب وقتی از تهیه کننده آن در خصوصش سؤال شد، اعلام بی خبری کرد. فارغ از فرم ضعیف فیلم، صحبتی هم باید از محتوای «مادر قلب اتمی» بکنیم. در ابتدای فیلم تأکید دارد که امشب، شب واریز یارانه هاست و در طی فیلم هم بارها بدان اشاره می شود؛ اشاره ای که با طعنه هایی تأکید می کرد که چون شب پرداخت یارانه هاست، همه پول های بانک ها خالی شده و دستگاه های خودپرداز همه خالی هستند. بر فرض درست بودن این ادعا سؤالی مطرح می شود و آن اینکه، چرا در مناطقی که شما فیلمبرداری فیلم خود را انجام دادید (پل پارک وی به بالا) دستگاه ها خالی است، این مناطق که در ظاهر مناطق مرفه نشین است و در شأن آنها نیست به خاطر مبلغی ناچیز نیمه شب به بانک بیایند و پول خود را بردارند. سیدامیر سیدزاده، تهیه کننده فیلم «مادر قلب اتمی» در گفت وگویی با خبرگزاری فارس به نکاتی اشاره داشته که من ترجیح می دهم آنها را به صورت نقل مستقیم در این نوشته بیاورم. سیدزاده در این گفت وگو می گوید: این فیلم سینمایی واقعاً در جهت منافع نظام جمهوری اسلامی ایران است. در این اثر سینمایی به صورت کامل شبکه های ماهواره ای بیگانه را زیر سؤال می برد و ماهیت اصلی آنها در فیلم برملا می شود. من در خصوص صحبت های سیدزاده هیچ حرفی ندارم، فقط با چند مقدمه، نتیجه گیری را بر عهده مخاطبان می گذارم. همانطور که اعلام شده فیلم «مادر قلب اتمی» در ادامه فیلم «مهمونی کامی» است و داستان همان دخترها را دنبال کرده است. درخصوص «مهمونی کامی» هم به گفته های کارگردانش در مصاحبه ای در ابتدای متن اشاره داشتیم. حال سؤال من از آقای سیدزاده این است که این فیلم چگونه می تواند در راستای منافع ملی و ضد شبکه های ماهوار ه ای باشد در حالی که به گفته کارگردانش این کارها (روابط دختر و پسر در این سطح، شرب خمر، لاابالی گری و...) در شهرهای بزرگ بسیار رواج دارد. آقای سیدزاده، خواهشاً ما را به مانند پوستر آلبوم مادر قلب اتمی فرض نکنید و آقای احمدزاده خواهشاً فیلمی نسازید که قیاس به نفس باشد. در نهایت خطاب من به مسئولانی است که بعد از دو سال توقیف شدن فیلم به خاطر سونامی فک توقیفی که در آن گرفتار شدند، می خواهند تمام آنچه به نظرشان در شأن سینمای ایران نبود، شایسته اکران در سینماهای کشور بدانند. حال یا شأن آنها بالا رفته یا شأن سینمای ایران پایین آمده است.